الفيض الكاشاني
72
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
و حرص و طمع و آرزوى دراز و ديگر صفات بشرى كه از هوى سرچشمه مىگيرد ، خالى نيست ناچار هيچ قلبى از وسوسهء شيطان خالى نمىباشد . از اين رو پيامبر ( ص ) فرمود : « براى هريك از شما شيطانى است ، عرض كردند : اى پيامبر خدا آيا براى تو هم شيطانى است ؟ فرمود : آرى جز اين كه خدا به من كمك كرد و شيطان تسليم من شد و جز به كار خير مرا به كارى امر نمىكند » . « 114 » دليل اين امر اين است كه شيطان فقط به وسيلهء شهوت در وجود انسان تصرّف مىكند و خداوند به هركس كمك كند تا شهوتش را جز در موارد شايسته و به اندازهء شايسته اعمال نكند شيطان او را به بدى دعوت نمىكند از اين رو شيطانى كه به چنين شهوتى مسلّح است جز به كار خير فرمان نمىدهد . هرگاه ياد دنيا و خواهشهاى نفسانى بر دل چيره شود فرصت وسوسه براى شيطان پيدا مىشود و هرگاه قلب به ياد خدا بگرايد شيطان كوچ كند و فرصت ( وسوسه ) را از دست بدهد و فرشته و همّت ( به كار خير ) به انسان روى بياورد . بنابراين حمله ميان دو لشكر فرشته و شيطان در ميدان دل همچنان ادامه دارد تا دل براى يكى از دو لشكر فتح شود و در آن سكنا گزيند و آن را وطن خود قرار دهد و عبور لشكر دوم ( از دل ) نوعى اختلاس و ربودن است و بيشتر دلها را لشكريان شيطان فتح كرده و آن را تصاحب كردهاند در نتيجه پر از وسوسههايى شده است كه آدمى را به برگزيدن دنيا و رها كردن آخرت فرا مىخواند : منشاء تسلّط لشكريان شيطان پيروى كردن از خواهشهاى نفسانى است و پس از آن فتح كردن دل ( براى فرشتگان ) ممكن نيست جز با تهى ساختن دل از خوراك شيطان كه شهوتها و خواستههاى نفسانى است و آبادى دل به ياد كردن خداى متعال است ، زيرا ياد خدا جايگاه نشان فرشتگان است . جرير بن عبد الله عدوى گويد : به علاء بن زياد شكوه كردم كه در سينهام وسوسهاى مىيابم گفت : سينه مانند خانهاى است كه دزدان بر آن عبور مىكنند ؛ اگر چيزى در خانه باشد به آن سرگرم مىشوند و گرنه مىروند و خانه را رها مىكنند . يعنى دلى كه از
--> ( 114 ) مسلم در صحيح ج 8 ، ص 139 از حديث ابن مسعود روايت كرده است .